(ندا) وپسمنظرتاریخی آن
در دهۀ چهل خورشیدی هنگامی که جنبشهای روشنفکری و روشنگری بار دیگردر
افغانستان اوج میگرفت؛حزب دموکراتیک خلق افغانستان و جریان دموکراتیک نوین که پس
از چندی به نام ارگان نشراتیش "شعلۀ جاوید "مسمٌی گردید؛بر پایۀعناصر سیاسی
بازمانده از دوران هفتم شورای ملی در جناح چپ بوجود آمدند.
این جریانها در سیر تکاملی و آتی خویش به تفرقه وپراکنده گی دچارگردیدند. چنانچه
در سال1345 خورشیدی حزب دموکراتیک خلق به دو جناح" خـلق " و" پرچـم " منشعب
گردید.سالهای بعد از جناح خلق چند دستۀ دیگرجداشد که یکی از آنها سازمان انقلابی
زحمتکشان افغانستان بود. شادروان شهید جاویدانیاد محمد طاهر بدخشی که یکی از
بنیادگذاران حزب دموکراتیک خلق بود؛نظر به اختلافات اصولی ایدیالوژیک و سیاسی با
جناح شووینستی بخش خلق ح.د.خ از جمله شخص حفیظ الله امین که درسا ل 1346خورشیدی
برهبری این جناح راه یافته بود؛ بر سرطرح مسألۀ ملی،شیوه های مبارزاتی وعدم
اعتماد بسیاری از اعضا و فعالین حزبی به حفیظ الله امین با این جناح پیوند سیاسی
خود را گسست و مدتی را به مطالعۀ اوضاع بسر برد.
با خروج بدخشی از جناح خلق در خزان 1346هجری خورشیدی شمار زیادی از فعالین سیاسی آن با این جناح قطع رابطه نمودند.آن کادرها و فعالینی که در پی بدخشی از جناح خلق بیرون شده بودند؛ شاد روان محمد طاهر بدخشی را زیر فشار قرار دادند تا به تشکل و سازماندهی آنها بپردازد.همان بود که در 15برج اسد 1347خورشیدی حلقه ای متشکل از 21 تن از فعالین سیاسی آنوقت که به نماینده گی از کمیته ها و حوزه های سراسر کشورگرد هم آمده بودند؛ تحت رهبری خردمندانۀ شهید محمد طاهر بدخشی در منزلش واقع کارتۀ چارکابل به نام " محفل انتظار " سازمانی را بنیاد گذاری نمودند. این محفل با تحلیل و ارزیابی از اوضاع کشور و جهان مشی ایدیالوژیک و سیاسی خودرا تدوین نمود. طرح و حل اصولی مسألۀ ملی درکشور کثیر الملۀ افغانستان؛سیاست عدم دنباله روی در میان کشورهای سوسیالستی؛رعایت دقیق ارزشهای دین مقدس اسلام، آگاهی بخشی، بسیج و سازماندهی روشنفکران، کار گران ،دهقانان و زحمتکشان شهرهاوروستاها از طریق کار توده ای از خطوط برجستۀ این محفل به شمار میرفت. بدین منظور تربیت کادرها و فعالین سیاسی حرفوی که بتوانند با تلفیق مبارزات علنی و مخفی در میان مردم به بسیج و سازماندهی آنها بپردازند؛در دستورکار قرار گرفت.
در کنفرانسهای همه ساله و در نشستهای پیگیر خویش محفل
توانست شمار زیادی از اعضا و فعالین را در سطوح مختلف و در
بخشهای گوناکون ملکی، نظامی و توده ای پرورش دهد و با سهمگیری
آنها درمبارزات پیگیر علنی و مخفی به ویژه جنبش روشنفکری؛ نه
تنها به ارتقای سطح آگاهی و توانایی های آنها دست یابد؛ بلکه
با تکیه بر مبارزۀ مخفی و کار توده ای در مدت کوتاهی توانست به
یک سازمان با انضباط و متشکل تبدیل گردد. جناح شوینستی سلطنت
تحت رهبری سردار محـمد داود که از بیم رشد نهضت انقلابی کشور
به هراس افتتاده بود؛ با کودتای سرطان 1352 خورشیدی در همکاری
با شاخه های نظامی جناح های خلق و پرچـم،دموکراسی نیم بندسلطنت
محــمد ظاهـر شاه را از میان برد و رژیم استبدادی کامل را در
کشور بر قرار کردو مناسبات سیاسی خودرا تحت تأثیر آن جناح ها
با اتحاد شوروی وقت نزدیکتر ساخت.
بدین ترتیب به جز جناح های ح ، د ،خ ،ا همه سازمانهای سیاسی در
چپ و راست زیر پیگردجدی قرار گرفتند. قیامهای سازمانهای دست
راستی " اخوان المسلمین " در چند ولایت سرکوب و شماری از
رهبران و فعالین سیاسی آنها زندانی گردید. بدنبال آن قیام"
درواز " درتابستان 1354 که برهبری مولانای شهید بحرالدین "
باعث " انجام گرفت ؛ س، ا ،ز، ا را نیز مورد سرکوب قرار داد.
درین قیام مولانا با 16 تن ازیارانش در منطقۀ "راغ " دستگیرو
شماری از رهبران و فعالین دیگر سازمان به شمول محمد طاهر بدخشی
، محمد بشیر بغلانی و محمد اسحاق کاوه شکنجه و زندانی گردیدند.
این خیزش ارزیابیها و نتیجه گیریهای متفاوتی را در میان فعالین
سیاسی سازمان بر انگیخت. برخی از فعالین حرفوی که با شتابزده
گی خواستار سرنگونی رژیم بودند؛به اغوای محمد اسماعیل اکبر یک
تن از فعالین که از جانب استخبارات وقت در میان شان جایگاه
محکمی بدست آورده بود؛ در غیاب رهبری زندانی شده ، مقدمات
تشکیل دستۀ جداگانه ای را فراهم نمودند که بعدها به نام سفزا(
سازمان فداییان زحمتکشان افغانستان ) مسمٌی گردید.
در 20 عقرب 1355 کنفرانسی از اعضای کمیته مرکزی و دیگر بخشهای
رهبری سازا در قلعۀ زمانخان شهر کابل زیرپیگرد و اختناق شدید
رژیم در منزل انجنیر بدیع الزمان یک تن از اعضای کمیته مرکزی و
رهبری سازمان تشکیل یافت که دران 50 تن شرکت ورزیده بودند. این
کنفرانس وظیفه داشت تا اختلافات درونی و ارزیابیهای متفاوت
قیام درواز را ارزیابی و مشی سیاسی و ایدیالوژیک سازمان را
تعیین نماید.
این کنفرانس که در 3 شبانه روزبه گرداننده گی "ظهوراللۀ"
ظهوری" ادامه یافت؛ توانست مشی سیاسی و ایدیالوژیک سازمان و
استحکام تشکیلاتی آنرا تثبیت کند.
کنفرانس شخص اغواگر را با دو،سه تن از همراهانش به جزای
انضباطی محکوم کرد. این شخص در سال بعدی توانست شمار اندکی از
فعالین را با خود همراه سازد ودستۀ جداگانه ای را تشکیل دهد که
قبلاً برشمردیم. باکودتای 7ثور 1357که رژیم طراز فاشیستی حفیظ
الله امین رویکار آمد؛سیاست اختناق شدید و سرکوب ؛ سراسر کشور
را فراگرفت.
حفیظ الله امین و شرکاء جرمش از همان سپیده دم کودتا به
دستگیری؛شکنجه، قتل و کشتار فردی و جمعی روشنفکران ،کارگران
،روحانیون ،دهقانان و دیگر طبقات اهالی صرف نظر از تعلقات آنها
به جریانات سیاسی، وابسته گی اتنیکی و اعتقادی شان اقدام
ورزیدند؛ تا دهشت ووحشت را بر جانها مستولی و مردم را به برده
گان بی ارادۀ خویش تبدیل کنند. مردم افغانستان که هیچگاه در
برابر استبداد سر فرو نکرده و خاموش ننشسته اند؛ با واکنش
منطقی علیه رژیم خون آشام قیامهای برحق و سراسری را براه
انداختند. اما پیش ازانکه این قیامها فراگیر و چهرۀ کریه رژیم
از زیر نقاب اندیشه های پیشروعصر، بدر آید؛ سفزا به اغوای همان
جاسوس شناخته شده ،قیام بی تدارک و نافرجامی را در 3 نقطۀ جدا
ازهم در تخار و بدخشان براه انداخت که با سرعت و خشونت سرکوب
گردید.
سازا که دران زمان سرگرم سازماندهی مجدد و مذاکره با سازمانهای
سیاسی دیگر به منظور ایجاد جبهۀ نیرومند ضد رژیم و تدارک
قیامهای سراسری بود؛ناگهان مورد ضربت و سرکوب شدید قرار گرفت.
زیرا رهبران آن قیام نافرجام به اغوای محمد اسماعیل اکبر- همان
جاسوس شناخته شده – که تا امروز در رژیمهای گوناگون نقش چند
جانبۀ استخباراتی خود را ایفامیکند؛ فیصله نموده بودندکه در
صورت دستگیری شان ، آنها عاملان قضیه را اعضای شناخته شدۀ
رهبری سازا قلمداد دهند. رژیم طراز فاشیستی که بدون آنهم با
سازمان انقلابی زحمتتکشان افغانستان سر خصومت داشت ؛با توسٌل
بدان دستاویز، به دستگیری، شکنجه و قتل عام اعضای علنی و مخفی
آن پرداخت و تا نابودی حفیظ الله امین بیشتر از سه هزار تن از
رهبران وفعالین و صدها تن از هواداران این سازمان به شمول
بنیادگذار و رهبرخردمندش را به شهادت رساند.
در حوت 1359 شمار اندکی از فعالینی که از زندانها جان سالم بدر
برده بودند؛در کابل گِردِهم آمدند تا به بازسازی و احیای مجدد
سازمان بپردازند. از شمار 9 تن ، چهار تن آنها در همان روزهای
نخستین به حاکمیت تازه پای پرچم و شوروی پیوستند وکار با 5 تن
از اعضای باقیمانده با دشواری پی ریزی گردید. آنها در توالی
دوسال باکار مستمر و پیگیر توانستند سازمان را احیا کنند.در
کنفرانس حمل 1362 خیرخانۀ کابل نماینده گان منتخب از مرکز
وولایات گرد هم آمدند. آنها نه تنها کمیته مرکزی و دفتر سیاسی؛
بلکه سایر رهبری بخشهای سازمان را با رایگیری مخفی انتخاب و
تعیین نمودند.
افزون بران شیوه های مبارزاتی سازمان را با تکیه بر کار مخفی و
راهیابی در جنبش مسلح برحق مردم ،بسیج و سازماندهی آن و مبارزه
با نیروهای عقبگرا در درون جنبش با خطوط برجسته تعیین و تدوین
نمودند. همزمان مذاکره و تفاهم را با دسته ها و گروه های مسلح
ملی در درون جنبش نیز در دستور روز رهبری قرار دادند.درین
راستا مذاکره با حزب حاکم را هم ضروری انگاشتند.
بدین ترتیب سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان به بسیج و
سازماندهی جنبش مقاومت مردم در مناطق پایگاهی پرداخت. همزمان
با چنین فعالیتهایی به تربیت فعالین سیاسی و نظامی در میان
جوانان ،روشنفکران ،دختران و پسران نیز اقدام نمود. با توجه به
کار سیاسی – نظامی در صفوف قوای مسلح کشور ،شاخۀ نظامی قبلی را
احیا و افسران بیشماری را در قد مه های گوناگون جلب و جذب
نمود. چنانکه تا سال1367 نه تنها در میان قوای مسلح دولت ؛
بلکه در صفوف نیروهای مخالف آن اعضا و هواداران بیشماری را
بسیج و سازماندهی کرده واز حیثیت والایی برخوردار گردیده بود.
در آستانۀ خروج قطعات نظامی شوروی از کشور، رهبری سازا با
امضای پروتوکول همکااری با حزب حاکم وقت و شرکت در ادارۀ دولتی
در عرصه های گوناگون سیاسی و نظامی،نه تنها تجارب تازه ای کسب
نمود؛ بلکه توانست به یک سازمان نیرومند تبدیل گردد و در تمام
عرصه ها فعالیت خودرا گسترش بخشد. علی الرغم کارشکنی ها و سنگ
اندازیهای عناصر معینی ازرهبری حزب حاکم درتوالی چهارسال ؛
س،ا،ز،ا نقش و رسالت خودرا در رهبری بخشی از نیروهای ملی و
مترقی کشور بدرستی به انجام رسانید.
همزمان با تحولات جهانی و تغییر در تناسب نیروهای در گیر
داخلی، پیش از فروپاشی اتحاد شوروی 3 تن از شمار چهارتن از
اعضای اصلی دفتر سیاسی سازا به شمول یکی از منشیان کمیته مرکزی
با تحلیل از وضع جهانی به ویژه اتحادشوروی که فروپاشی قریب
الوقوع آنرا پیشبینی نموده بودند؛ با درک از انکشاف اوضاع
داخلی و جهانی بدین امر باورمند شده بودند که دیگر نمیتوان با
شعارها و سیاستهای دوران جنگ سرد ،استراتژی و تکتیکهای خودرا
عیٌار نمود.ازینرو فیصله کردند تا با طرح برنامه و آیین نامه و
تغییر نام سازا به " نهضت دموکراسی افغانستان" (ندا) و نشر آن
در شمارۀ 25 سال سوم مؤرخ حمل 1369خورشیدی مطابق مارچ
1990میلادی این طرح مرامی را به نظرخواهی گذارند. طراحان این
اندیشه بدین باوربود ند که با این اقدام میتوانند متحدین تازه
ای را در میان جنبش مقاومت داخلی و نیروهای فعال سیاسی در
کشورهای همسایه، منطقه و جهان بدست آورند و افقهای تازه ای را
در کار و پیکار آن بکشایند.
اما تنی چند از اعضای علی البدل دفتر سیاسی به شمول منشی آنوقت
سازمان ؛تغییر در برنامه ،آیین نامه و نام سازمان را توطئه
علیه خود پنداشتند و با آن از در مخالفت درامدند.آنها با
استفاده از نیروی عادت و کمبود آگاهی فعالین شرکت کننده در
پلنوم کمیته مرکزی که به نسبت نبود امکانات ارتباطی و فرصت
لازم آگاهی بخشی و روشنگری - که بیشتر شان از ولایات و جبهات
آمده بودند و با طرح های تازه آشنایی لازم و کافی نداشتند ؛
توانستندد فضای پلنوم را مغشوش و طرح را با مخالفت اکثریت رد
نمایند.
بدین ترتیب طراحان نهضت دموکراسی که بیشتر از دوثلث اعضای اصلی
دفتر سیاسی را تشکیل میدادند ؛و دیگر بامشی و سیاستهای قبلی
باور نداشتند ؛ از سازمان بریدند؛ ولی نخواستند دران برهۀ
زمانی علیه آن به تخریب و توطئه دست یازند.
سازا که ازان پس از رهبری سالم و با ابتکار تهی گردیده بود ؛
روز به روز تضعیف گردید و در مدت کوتاهی نیروهای سیاسی و نظامی
خودرا از دست داد. سرانجام با فروپاشی رژیم روانشاد داکتر نجیب
الله و پیروزی تنظیمهای اسلامی در 8 ثور 1371 خورشیدی نخست به
انزوا و سپس رسماً به انحلال مواجه گردید. سند انحلال آن که از
جانب رهبری آنوقت در نشست فوق العادۀ اعضای باقیماندۀ کمیته
مرکزی که به تاریخ 13-14 سرطان سال 1371 در شهر مزار شریف
تصویب گردیده است موجود میباشد. با پیروزی تنظیمهای اسلامی
اوضاع در سراسر کشور آشفته شد و آتش جنگهای تنظیمی بسرعت همه
جارا فرا گرفت. چور و چپاول ،شکنجه ،زندان ، قتل و غارت اهالی
در شهرهاو روستاها خانه به خانه و کوچه به کوچه شب و روز ادامه
یافت. رهبران تنظیمها و قومندانان وابسته بدانها به خاطر کسب
قدرت و ثروت به جانِ هم افتادند و چنان جنایاتی را مرتکب شدند
که در تاریخ کشور نظیر ی نداشت. مردم بخاطرحفظ آبرو ،جان و
ناموس شان دست از خانه و کاشانه بر داشتند. دسته دسته یکجا با
زنان و کودکان، جوانان و پیر مردان با سرو پای برهنه به
کشورهای همسایه ،منطقه و جهان آواره و پناهنده شدند. بدین
ترتیب در جامعه نیروهای آگاه سیاسی به ویژه روشنفکران و
متخصصین رشته های گوناگون علمی ،فنی و هنری رو به کاهش گذاشت.
با رویکارشدن گروه افراطی طالبان اوضاع بازهم وخیمتر گردید.
رژیم قرون وسطایی طالبان که از جانب پاکستان و عربستان سعودی و
شیوخ خلیج در همکاری با تروریستهای بین المللی و استخبارات
جهانی به قدرت رسانیده شد؛ تا 11 سیپتیمبر سال 2001 با پیشبرد
سیاست طراز فاشیستی و سرکوب قیامهای ملیتهای مختلف ساکن کشور و
اجرای سیاست "زمین سوخته " افغانستان را به گورستان ساکنین آن
مبدٌل کرد.
شمارزیادی از روشنفکران و عناصر آگاه این بار نیز ناگزیر
گردیدند که با فرار از زیرساطور چنین رژیمی خانه و کاشانۀ
خودرا ترک گویند.آن آفراد و شخصیتهایی که نخواستند و یا
نتوانستند به خارج از کشور فرار نمایند ؛ با تحمل دشواریها و
رنجها ی فراوانی روبرو گردیدند که با ید بر شکیبایی و بردباری
آنها سرِ تعظیم فرود آورد. بدین ترتیب پس از پیروزی تنظیمهای
اسلامی زمینۀ کار منظم سیاسی از میان رفت. نهضت دموکراسی نیز
نتوانست در داخل کشور به بسیج و سازماندهی خود بپردازد. با
آنکه هواخواخان آن در خارج از کشور گاه وبیگاه روابطی بر قرار
میکردند؛ مگر این روابط پراکنده نمیتوانست تأثیر سازنده و
گسترده در کشور و خارج ازان داشته باشد.
با آنکه خطوط کلی طرح مرامی ندا قریب دو دهه قبل در شرایط جنگ
سرد و جهان دو قطبی تدوین گردیده بود؛ علی الرغم تغییرات کلی
که در وضع جهان به میان آمده است بازهم اصول کلی آن که عبارت
از روح دموکراسی ،تأمین حقوق بشر تحقق فـدرالزم و عدالت
اجتماعی، ختم جنگ و تأمین صلح و امنیت ،تأمین استقلال ، تمامیت
ارضی و حاکمیت ملی ،حفظ و پاکیزه گی محیط زیست و غیره میباشند
آن اصول عام و کلی است که تاکنون اصالت و رسالت خودرا نگه
داشته اند.
پس از سرنگونی رژیم بنیادگرا و قرون وسطایی طالبان و ایجاد
دولت اسلامی تحت نظر ملل متحد و رهبری ایالات متحده شماری از
فعالین سیاسی هواخواه نهضت دموکراسی در20 حوت 1385درکشورگرد هم
آمدند تا یکبار دیگر تشکیل آنرا رونق دهند. درنخستین نشست که
23تن دران اشتراک ورزیده بودند؛ فیصله شد تا طرح مرامی اولی
(ندا ) از آرشیف جریدۀ میهن بدسترس قرار بگیرد و کمیسیونی
توظیف گردد تا آنرا مطابق شرایط نوین بازنویسی نماید. همزمان
آیین نامۀ آن نیز که در جریدۀ میهن بدنبال نشر طرح مرامی( ندا
) انتشار یافته بود؛ ازان جریده برگرفته شود تا در راستای اصول
مطروحه دران به ساختمان تشکیلاتی آن اقدام گردد. در بهار سال
1386 هر قدر تلاش نمودیم ؛ طرح آیین نامه مطروحه بدست نیامد.
بنابران ناگزیر گردیدیم تا آیین نامۀ آنرا از نو بنویسیم. تا
برج اسد همانسال طرح آیین نامه تکمیل و بدسترس قرار گرفت. در
نخستین اجلاس شورای مؤسسین ؛ در حدود 30 تن از فعالین و
هواخواهان نهضت دموکراسی شرکت کردند. این شورا در جلسات پیهم
چند روزه توانست طرح مرامی و آیین نامه را بررسی ،نقد و تصویب
نماید . در پایان شورای اجرائیه و کمسیونهای جنبی آنرا نیز بر
اساس اصول مطروحه در آیین نامه انتخاب نمود.
ازان پس کارسازماندهی نهضت آغاز گردید. در طی چند سال در
بسیاری از نقاط کشور شوراهای ولایتی و در کابل شورای مکزی
وشورای اجرائیۀ مرکزی با کمیسیونهای جنبی آن ایجادشده است. با
راه اندازی صفحۀ انترنیتی گام دیگری در راستای استحکام درونی و
توسعۀ بیرونی نهضت دموکراسی افغانستان برداشته خواهد شد. امید
واریم کمیسیون برون مرزی آن بتواند کار این صفحۀ انترنیتی را
چنانکه لازم است ؛ پیش برد.
سازا پس از انحلالش به شاخه های چند تجزیه شد. شماری از
فعالینش بدنبال تنظیمهای اسلامی رهکشود. تعدادی اندکی ازاعضایش
به حزب آزاده گان که از اندیشه های پیشین سازا حرفی هم در خود
ندارد پیوست. شماری از هواخواهانش به کنگرۀ ملی چشم دوخت. اما
بد نۀ اصلی آن با سازماندهی مجدد نهصت دموکراسی خود را پاسدار
اندیشه ها و سنن مبارزاتی هم سازا و هم سفزامیداند و تلاش
میورزد تا رهروان راه آنها را تنها نگذارد و گرد و غبار تاریخ
را از چهر های آن پیشگامانی که جانهای شیرین خود را دراه تحقق
آرمانهای انسانی و وطندوستانۀ آنها فداکرده اند ؛پاک کند و
آنها را به نسل کنونی و آیندۀ کشور معرفی نماید.
از ینرو از همه روشنفکران و قلم بدستانی که با اندیشه های نهضت
دموکراسی افغانستان همسویی داشته باشند ؛ تقاضا میکنیم تااز
همکاری با ما دریغ نکنند. به همینگونه از خانواده های قربانیان
وشهدای این راه مصرانه می طلبیم تا عکسها زنده گینامه هاو
خاطرات عزیزانشان را به آدرس انترنیتی( ندا ) بفرستند تا با
نشر آن نه تنها یاد آن عزیزان جاودان گردد ؛ بلکه با معرفی
آنها نسل نوین کشور با چهرۀ شخصیتهای سیاسی که درقدمه های
مختلف ، در راه ترقی و تأمین عدالت اجتماعی میهن جانهای شیرین
خودرا فداکرده اند؛ آشنا شوند.